خاطره سخترين زايمان

خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت این خاطره زایمان دوست عزیزمون مامی آرمیتا (مهری جون) هست که به نقل از خودشون براتون میذارم. دکتر :دکتر شادانلو بیمارستان : تهران کلینیک تاریخ : 9/9/88 خاطره زایمان مامی آرمیتا —–روز شنبه 30 آبان ماه ساعت 1 وقت سونوگرافی از … خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت بياين ببينينhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/2077189/خاطرهزايمان-منحساسها-نيان خاطره زايمان 1 خاطره

ايمان 1 خاطرات زايمان 1 داستان از اونجا شروع شد که پنجشنبه دهم اسفند به عادت همیشه از سر کار رفتم خونه خودمون چون تمام مدت بارداری خونه مامان اینا بودم و تنها پنجشنبه ها میرفتم خونه ی خودمون . خاطره زایمان خاطره زایمان . این روزای آخر خیلی استرس داشتم … هر ساعتش چند سال واسم می گذشت …. استرسم به چند دلیل بود . یکی اینکه ماما همراهم که معاینه دومم رو انجام داد گفت اوضاعت واسه زایمان طبیعی کمی سخته. و همون هفته به مسافرت رفت … خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت سلام..من 66روزه ک زايمان کردم.خاستم خاطره زايمانو براتون بگم..تاريخ زايمانم براي98,8,8بود..من چون قبلا يه سقط داشتم و جفتم پايين بود زياد خودمو اذيت نميکردم.28م آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گفتم میخوام نی نی . مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گف خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … البته در بخش تالار گفتگو یک زن تا دلتون بخواد خاطره داریم اما اینجا راحت تر می توانید موضوعی که مدنظرتان هست را پیدا کنید. شما هم می توانید خاطراتتان را به همراه عکس برای ما بفرستید تا برای خواننده ها به اشتراک بگذاریم. خ فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من وقتی خاطره ت رو خوندم یاد اون لحظات خودم افتادم. من خدا رو شکر خیلی راضی بودم. با پاره شدن کیسه آبم راهی بیمارستان شدم در حالی که دهانه ی رحمم کاملا صفر بود. یادآوری خوبی بود. درد اما دردی شیرین. خدا رو شکر تا لحظه ی آخر است� خاطرات زایمان – ماماسایت سلام به دوستای خوبم امروز میخوام خاطره زایمانم رو بگم . نه ماهه باردار بودم و دکترم همش می گفت باید طبیعی زایمان کنی و بهتره و برای سلامت خودت و جنین ت و من هم دوست داشتم تولد فرزندم رو تماشا کنم اما دوست نداشتم بچه ام نیم� خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطره زايمان2. ساعت 12 که شد دیگه دیدم نمیتونم تحمل کنم. دردی رو داشتم تجربه میکردم که حتی اجازه نفس کشیدن بهم نمیداد. شروع کردم داد زدن و صدا کردن شوهرم و خانوادم! ماماها و پرستارا هم کار خاصی نمیکردند و میگفتن باید درد … خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت این خاطره زایمان دوست عزیزمون مامی آرمیتا (مهری جون) هست که به نقل از خودشون براتون میذارم. دکتر :دکتر شادانلو بیمارستان : تهران کلینیک تاریخ : 9/9/88 خاطره زایمان مامی آرمیتا —–روز شنبه 30 آبان ماه ساعت 1 وقت سونوگرافی از … خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت بياين ببينينhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/2077189/خاطرهزايمان-منحساسها-نيان خاطره زايمان 1 خاطره زايمان 1 خاطرات زايمان 1 داستان از اونجا شروع شد که پنجشنبه دهم اسفند به عادت همیشه از سر کار رفتم خونه خودمون چون تمام مدت بارداری خونه مامان اینا بودم و تنها پنجشنبه ها میرفتم خونه ی خودمون . خاطره زایمان خاطره زایمان . این روزای آخر خیلی استرس داشتم … هر ساعتش چند سال واسم می گذشت …. استرسم به چند دلیل بود . یکی اینکه ماما همراهم که معاینه دومم رو انجام داد گفت اوضاعت واسه زایمان طبیعی کمی سخته. و همون هفته به مسافرت رفت … خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت سلام..من 66روزه ک زايمان کردم.خاستم خاطره زايمانو براتون بگم..تاريخ زايمانم براي98,8,8بود..من چون قبلا يه سقط داشتم و جفتم پايين بود زياد خودمو اذيت نميکردم.28م آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گفتم میخوام نی نی . مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گف خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … البته در بخش تالار گفتگو یک زن تا دلتون بخواد خاطره داریم اما اینجا راحت تر می توانید موضوعی که مدنظرتان هست را پیدا کنید. شما هم می توانید خاطراتتان را به همراه عکس برای ما بفرستید تا برای خواننده ها به اشتراک بگذاریم. خ فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من وقتی خاطره ت رو خوندم یاد اون لحظات خودم افتادم. من خدا رو شکر خیلی راضی بودم. با پاره شدن کیسه آبم راهی بیمارستان شدم در حالی که دهانه ی رحمم کاملا صفر بود. یادآوری خوبی بود. درد اما دردی شیرین. خدا رو شکر تا لحظه ی آخر است� خاطرات زایمان – ماماسایت سلام به دوستای خوبم امروز میخوام خاطره زایمانم رو بگم . نه ماهه باردار بودم و دکترم همش می گفت باید طبیعی زایمان کنی و بهتره و برای سلامت خودت و جنین ت و من هم دوست داشتم تولد فرزندم رو تماشا کنم اما دوست نداشتم بچه ام نیم� خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطره زايمان2. ساعت 12 که شد دیگه دیدم نمیتونم تحمل کنم. دردی رو داشتم تجربه میکردم که حتی اجازه نفس کشیدن بهم نمیداد. شروع کردم داد زدن و صدا کردن شوهرم و خانوادم! ماماها و پرستارا هم کار خاصی نمیکردند و میگفتن باید درد … خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت این خاطره زایمان دوست عزیزمون مامی آرمیتا (مهری جون) هست که به نقل از خودشون براتون میذارم. دکتر :دکتر شادانلو بیمارستان : تهران کلینیک تاریخ : 9/9/88 خاطره زایمان مامی آرمیتا —–روز شنبه 30 آبان ماه ساعت 1 وقت سونوگرافی از … خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت بياين ببينينhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/2077189/خاطرهزايمان-منحساسها-نيان خاطره زايمان 1 خاطره زايمان 1 خاطرات زايمان 1 داستان از اونجا شروع شد که پنجشنبه دهم اسفند به عادت همیشه از سر کار رفتم خونه خودمون چون تمام مدت بارداری خونه مامان اینا بودم و تنها پنجشنبه ها میرفتم خونه ی خودمون . خاطره زایمان خاطره زایمان . این روزای آخر خیلی استرس داشتم … هر ساعتش چند سال واسم می گذشت …. استرسم به چند دلیل بود . یکی اینکه ماما همراهم که معاینه دومم رو انجام داد گفت اوضاعت واسه زایمان طبیعی کمی سخته. و همون هفته به مسافرت رفت … خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت سلام..من 66روزه ک زايمان کردم.خاستم خاطره زايمانو براتون بگم..تاريخ زايمانم براي98,8,8بود..من چون قبلا يه سقط داشتم و جفتم پايين بود زياد خودمو اذيت نميکردم.28م آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گفتم میخوام نی نی . مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گف خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … البته در بخش تالار گفتگو یک زن تا دلتون بخواد خاطره داریم اما اینجا راحت تر می توانید موضوعی که مدنظرتان هست را پیدا کنید. شما هم می توانید خاطراتتان را به همراه عکس برای ما بفرستید تا برای خواننده ها به اشتراک بگذاریم. خ فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من وقتی خاطره ت رو خوندم یاد اون لحظات خودم افتادم. من خدا رو شکر خیلی راضی بودم. با پاره شدن کیسه آبم راهی بیمارستان شدم در حالی که دهانه ی رحمم کاملا صفر بود. یادآوری خوبی بود. درد اما دردی شیرین. خدا رو شکر تا لحظه ی آخر است� خاطرات زایمان – ماماسایت سلام به دوستای خوبم امروز میخوام خاطره زایمانم رو بگم . نه ماهه باردار بودم و دکترم همش می گفت باید طبیعی زایمان کنی و بهتره و برای سلامت خودت و جنین ت و من هم دوست داشتم تولد فرزندم رو تماشا کنم اما دوست نداشتم بچه ام نیم� خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطره زايمان2. ساعت 12 که شد دیگه دیدم نمیتونم تحمل کنم. دردی رو داشتم تجربه میکردم که حتی اجازه نفس کشیدن بهم نمیداد. شروع کردم داد زدن و صدا کردن شوهرم و خانوادم! ماماها و پرستارا هم کار خاصی نمیکردند و میگفتن باید درد … خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت این خاطره زایمان دوست عزیزمون مامی آرمیتا (مهری جون) هست که به نقل از خودشون براتون میذارم. دکتر :دکتر شادانلو بیمارستان : تهران کلینیک تاریخ : 9/9/88 خاطره زایمان مامی آرمیتا —–روز شنبه 30 آبان ماه ساعت 1 وقت سونوگرافی از … خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت بياين ببينينhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/2077189/خاطرهزايمان-منحساسها-نيان خاطره زايمان 1 خاطره زايمان 1 خاطرات زايمان 1 داستان از اونجا شروع شد که پنجشنبه دهم اسفند به عادت همیشه از سر کار رفتم خونه خودمون چون تمام مدت بارداری خونه مامان اینا بودم و تنها پنجشنبه ها میرفتم خونه ی خودمون . خاطره زایمان خاطره زایمان . این روزای آخر خیلی استرس داشتم … هر ساعتش چند سال واسم می گذشت …. استرسم به چند دلیل بود . یکی اینکه ماما همراهم که معاینه دومم رو انجام داد گفت اوضاعت واسه زایمان طبیعی کمی سخته. و همون هفته به مسافرت رفت … خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت سلام..من 66روزه ک زايمان کردم.خاستم خاطره زايمانو براتون بگم..تاريخ زايمانم براي98,8,8بود..من چون قبلا يه سقط داشتم و جفتم پايين بود زياد خودمو اذيت نميکردم.28م آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گفتم میخوام نی نی . مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گف خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … البته در بخش تالار گفتگو یک زن تا دلتون بخواد خاطره داریم اما اینجا راحت تر می توانید موضوعی که مدنظرتان هست را پیدا کنید. شما هم می توانید خاطراتتان را به همراه عکس برای ما بفرستید تا برای خواننده ها به اشتراک بگذاریم. خ فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من وقتی خاطره ت رو خوندم یاد اون لحظات خودم افتادم. من خدا رو شکر خیلی راضی بودم. با پاره شدن کیسه آبم راهی بیمارستان شدم در حالی که دهانه ی رحمم کاملا صفر بود. یادآوری خوبی بود. درد اما دردی شیرین. خدا رو شکر تا لحظه ی آخر است� خاطرات زایمان – ماماسایت سلام به دوستای خوبم امروز میخوام خاطره زایمانم رو بگم . نه ماهه باردار بودم و دکترم همش می گفت باید طبیعی زایمان کنی و بهتره و برای سلامت خودت و جنین ت و من هم دوست داشتم تولد فرزندم رو تماشا کنم اما دوست نداشتم بچه ام نیم� خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطره زايمان2. ساعت 12 که شد دیگه دیدم نمیتونم تحمل کنم. دردی رو داشتم تجربه میکردم که حتی اجازه نفس کشیدن بهم نمیداد. شروع کردم داد زدن و صدا کردن شوهرم و خانوادم! ماماها و پرستارا هم کار خاصی نمیکردند و میگفتن باید درد … خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت این خاطره زایمان دوست عزیزمون مامی آرمیتا (مهری جون) هست که به نقل از خودشون براتون میذارم. دکتر :دکتر شادانلو بیمارستان : تهران کلینیک تاریخ : 9/9/88 خاطره زایمان مامی آرمیتا —–روز شنبه 30 آبان ماه ساعت 1 وقت سونوگرافی از … خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت بياين ببينينhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/2077189/خاطرهزايمان-منحساسها-نيان خاطره زايمان 1 خاطره زايمان 1 خاطرات زايمان 1 داستان از اونجا شروع شد که پنجشنبه دهم اسفند به عادت همیشه از سر کار رفتم خونه خودمون چون تمام مدت بارداری خونه مامان اینا بودم و تنها پنجشنبه ها میرفتم خونه ی خودمون . خاطره زایمان خاطره زایمان . این روزای آخر خیلی استرس داشتم … هر ساعتش چند سال واسم می گذشت …. استرسم به چند دلیل بود . یکی اینکه ماما همراهم که معاینه دومم رو انجام داد گفت اوضاعت واسه زایمان طبیعی کمی سخته. و همون هفته به مسافرت رفت … خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت سلام..من 66روزه ک زايمان کردم.خاستم خاطره زايمانو براتون بگم..تاريخ زايمانم براي98,8,8بود..من چون قبلا يه سقط داشتم و جفتم پايين بود زياد خودمو اذيت نميکردم.28م آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گفتم میخوام نی نی . مامانی بعد از 2 ماه میخوام خاطره زایمانم و برات تعریف کنم : اول بگم من از روز اول که فهمیدم تورو دارم گف خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … البته در بخش تالار گفتگو یک زن تا دلتون بخواد خاطره داریم اما اینجا راحت تر می توانید موضوعی که مدنظرتان هست را پیدا کنید. شما هم می توانید خاطراتتان را به همراه عکس برای ما بفرستید تا برای خواننده ها به اشتراک بگذاریم. خ فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من وقتی خاطره ت رو خوندم یاد اون لحظات خودم افتادم. من خدا رو شکر خیلی راضی بودم. با پاره شدن کیسه آبم راهی بیمارستان شدم در حالی که دهانه ی رحمم کاملا صفر بود. یادآوری خوبی بود. درد اما دردی شیرین. خدا رو شکر تا لحظه ی آخر است� خاطرات زایمان – ماماسایت سلام به دوستای خوبم امروز میخوام خاطره زایمانم رو بگم . نه ماهه باردار بودم و دکترم همش می گفت باید طبیعی زایمان کنی و بهتره و برای سلامت خودت و جنین ت و من هم دوست داشتم تولد فرزندم رو تماشا کنم اما دوست نداشتم بچه ام نیم� خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطره زايمان2. ساعت 12 که شد دیگه دیدم نمیتونم تحمل کنم. دردی رو داشتم تجربه میکردم که حتی اجازه نفس کشیدن بهم نمیداد. شروع کردم داد زدن و صدا کردن شوهرم و خانوادم! ماماها و پرستارا هم کار خاصی نمیکردند و میگفتن باید درد … (خاطره سخترين زايمان)

خاطره سخترين زايمان…

(خاطره سخترين زايمان)

-[خاطره سخترين زايمان]-
خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت خاطره زايمان 1 خاطره زایمان خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من خاطرات زایمان – ماماسایت خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت خاطره زايمان 1 خاطره زایمان خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من خاطرات زایمان – ماماسایت خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت خاطره زايمان 1 خاطره زایمان خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من خاطرات زایمان – ماماسایت خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت خاطره زايمان 1 خاطره زایمان خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من خاطرات زایمان – ماماسایت خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com خاطرات زایمان 2 | تبادل نظر نی نی سایت خاطره سخت زايمان من | تبادل نظر نی نی سایت خاطره زايمان 1 خاطره زایمان خاطره زايمانم | تبادل نظر نی نی سایت آنیسا فسقلی♥♥ | خاطره زایمان خاطرات کاربران (خاطرات زایمان، دوران نامزدی و عقد و … فرشته کوچولوی ما کسرا | خاطره زایمان من خاطرات زایمان – ماماسایت خاطره زايمان2 – somayebanooo.blogfa.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *