رمان قرار نبود قسمت چهل و چهارم

قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود . تمام طول راه خودمو زده بودم به خواب … حقیقتا حوصله اخلاق گند آرتان رو نداشتم … با توقف ماشین چشم باز کردم و متوجه شدم جلوی در باغ ایستادیم و منتظریم در باز بشه … صاف نشستم و کش و قوسی قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود اینم قسمت چهارم و پنجم امیدوارم خوشتون بیاد . نظر یادتون نره. ک

به تنهایی من … قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود. شیشه عطر ک و ک و ر و برداشتم و از سرتاپایم خالی کردم ب و ی شیرین و مست کننده اش اتاق را پر کرد. آخرین نگاه را در ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت هجدهم و آخر اینم تهش. شماها که نامردی کردین نظر ندادین . ولی من حوصله نداشتم کشش بدم. ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت 17:19 توسط دختر ستاره ها | قرار نبود17 قسمت هفدهم جی جی جیــــــــــــــــــــنگ … قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود. مثل برق و باد دو ماه گذشت … بیچاره آرتان! … شاید هم بیچاره ترسا … خیلی سعی کرد باهام رابطه برقرار کنه ولی من … شاید فوبیا پیدا کرده بودم … نمی دونم ولی هر چی که بود حس بدی بود … در عین اینکه … رمان قرار نبود قسمت اخر رمان قرار نبود قسمت اخر. آرتان منو گذاشت روی زمین … ساکمو برداشت و گفت: – بریم … نا خوآگاه پرسیدم: – کجا؟!!! غش غش خندید و گفت: – چیه نکنه می خوای نیومده برگردی؟ من دیروز تا حالا توی هتل داشتم در و دیوارا رو نگاه می کردم تا تو … اخرین قسمت رمان قرار نبود قرار نبود چشمای من خیس بشه …قرار نبود هر چی قرار نیست بشه …آهی کشیدم … چایساز رو زدم به برق و همونجا نشستم … حوصله چایی دم کردن نداشتم … یه لیوان پر کردم و گذاشتم جلوم … صدای آرتان از پشت سرم بلند شد:- برای منم بریز … دالان بهشت قسمت چهل و چهارم دالان بهشت قسمت چهل و چهارم. مهناز پاشو، میدونی چند ساعته خوابیدی؟ ساعت هشت شبه. صدای ثریا بود.با ناتوانی چشم هایم را باز کردم، ولی نور چنان چشمم را زد که دستم را روی چشمهایم گذاشتم و خواهش کردم چراغ را خاموش کند. چشم هایم … قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود . تمام طول راه خودمو زده بودم به خواب … حقیقتا حوصله اخلاق گند آرتان رو نداشتم … با توقف ماشین چشم باز کردم و متوجه شدم جلوی در باغ ایستادیم و منتظریم در باز بشه … صاف نشستم و کش و قوسی قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود اینم قسمت چهارم و پنجم امیدوارم خوشتون بیاد . نظر یادتون نره. کلبه تنهایی من … قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود. شیشه عطر ک و ک و ر و برداشتم و از سرتاپایم خالی کردم ب و ی شیرین و مست کننده اش اتاق را پر کرد. آخرین نگاه را در ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت هجدهم و آخر اینم تهش. شماها که نامردی کردین نظر ندادین . ولی من حوصله نداشتم کشش بدم. ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت 17:19 توسط دختر ستاره ها | قرار نبود17 قسمت هفدهم جی جی جیــــــــــــــــــــنگ … قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود. مثل برق و باد دو ماه گذشت … بیچاره آرتان! … شاید هم بیچاره ترسا … خیلی سعی کرد باهام رابطه برقرار کنه ولی من … شاید فوبیا پیدا کرده بودم … نمی دونم ولی هر چی که بود حس بدی بود … در عین اینکه … رمان قرار نبود قسمت اخر رمان قرار نبود قسمت اخر. آرتان منو گذاشت روی زمین … ساکمو برداشت و گفت: – بریم … نا خوآگاه پرسیدم: – کجا؟!!! غش غش خندید و گفت: – چیه نکنه می خوای نیومده برگردی؟ من دیروز تا حالا توی هتل داشتم در و دیوارا رو نگاه می کردم تا تو … اخرین قسمت رمان قرار نبود قرار نبود چشمای من خیس بشه …قرار نبود هر چی قرار نیست بشه …آهی کشیدم … چایساز رو زدم به برق و همونجا نشستم … حوصله چایی دم کردن نداشتم … یه لیوان پر کردم و گذاشتم جلوم … صدای آرتان از پشت سرم بلند شد:- برای منم بریز … دالان بهشت قسمت چهل و چهارم دالان بهشت قسمت چهل و چهارم. مهناز پاشو، میدونی چند ساعته خوابیدی؟ ساعت هشت شبه. صدای ثریا بود.با ناتوانی چشم هایم را باز کردم، ولی نور چنان چشمم را زد که دستم را روی چشمهایم گذاشتم و خواهش کردم چراغ را خاموش کند. چشم هایم … قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود . تمام طول راه خودمو زده بودم به خواب … حقیقتا حوصله اخلاق گند آرتان رو نداشتم … با توقف ماشین چشم باز کردم و متوجه شدم جلوی در باغ ایستادیم و منتظریم در باز بشه … صاف نشستم و کش و قوسی قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود اینم قسمت چهارم و پنجم امیدوارم خوشتون بیاد . نظر یادتون نره. کلبه تنهایی من … قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود. شیشه عطر ک و ک و ر و برداشتم و از سرتاپایم خالی کردم ب و ی شیرین و مست کننده اش اتاق را پر کرد. آخرین نگاه را در ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت هجدهم و آخر اینم تهش. شماها که نامردی کردین نظر ندادین . ولی من حوصله نداشتم کشش بدم. ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت 17:19 توسط دختر ستاره ها | قرار نبود17 قسمت هفدهم جی جی جیــــــــــــــــــــنگ … قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود. مثل برق و باد دو ماه گذشت … بیچاره آرتان! … شاید هم بیچاره ترسا … خیلی سعی کرد باهام رابطه برقرار کنه ولی من … شاید فوبیا پیدا کرده بودم … نمی دونم ولی هر چی که بود حس بدی بود … در عین اینکه … رمان قرار نبود قسمت اخر رمان قرار نبود قسمت اخر. آرتان منو گذاشت روی زمین … ساکمو برداشت و گفت: – بریم … نا خوآگاه پرسیدم: – کجا؟!!! غش غش خندید و گفت: – چیه نکنه می خوای نیومده برگردی؟ من دیروز تا حالا توی هتل داشتم در و دیوارا رو نگاه می کردم تا تو … اخرین قسمت رمان قرار نبود قرار نبود چشمای من خیس بشه …قرار نبود هر چی قرار نیست بشه …آهی کشیدم … چایساز رو زدم به برق و همونجا نشستم … حوصله چایی دم کردن نداشتم … یه لیوان پر کردم و گذاشتم جلوم … صدای آرتان از پشت سرم بلند شد:- برای منم بریز … دالان بهشت قسمت چهل و چهارم دالان بهشت قسمت چهل و چهارم. مهناز پاشو، میدونی چند ساعته خوابیدی؟ ساعت هشت شبه. صدای ثریا بود.با ناتوانی چشم هایم را باز کردم، ولی نور چنان چشمم را زد که دستم را روی چشمهایم گذاشتم و خواهش کردم چراغ را خاموش کند. چشم هایم … قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود . تمام طول راه خودمو زده بودم به خواب … حقیقتا حوصله اخلاق گند آرتان رو نداشتم … با توقف ماشین چشم باز کردم و متوجه شدم جلوی در باغ ایستادیم و منتظریم در باز بشه … صاف نشستم و کش و قوسی قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود اینم قسمت چهارم و پنجم امیدوارم خوشتون بیاد . نظر یادتون نره. کلبه تنهایی من … قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود. شیشه عطر ک و ک و ر و برداشتم و از سرتاپایم خالی کردم ب و ی شیرین و مست کننده اش اتاق را پر کرد. آخرین نگاه را در ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت هجدهم و آخر اینم تهش. شماها که نامردی کردین نظر ندادین . ولی من حوصله نداشتم کشش بدم. ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت 17:19 توسط دختر ستاره ها | قرار نبود17 قسمت هفدهم جی جی جیــــــــــــــــــــنگ … قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود. مثل برق و باد دو ماه گذشت … بیچاره آرتان! … شاید هم بیچاره ترسا … خیلی سعی کرد باهام رابطه برقرار کنه ولی من … شاید فوبیا پیدا کرده بودم … نمی دونم ولی هر چی که بود حس بدی بود … در عین اینکه … رمان قرار نبود قسمت اخر رمان قرار نبود قسمت اخر. آرتان منو گذاشت روی زمین … ساکمو برداشت و گفت: – بریم … نا خوآگاه پرسیدم: – کجا؟!!! غش غش خندید و گفت: – چیه نکنه می خوای نیومده برگردی؟ من دیروز تا حالا توی هتل داشتم در و دیوارا رو نگاه می کردم تا تو … اخرین قسمت رمان قرار نبود قرار نبود چشمای من خیس بشه …قرار نبود هر چی قرار نیست بشه …آهی کشیدم … چایساز رو زدم به برق و همونجا نشستم … حوصله چایی دم کردن نداشتم … یه لیوان پر کردم و گذاشتم جلوم … صدای آرتان از پشت سرم بلند شد:- برای منم بریز … دالان بهشت قسمت چهل و چهارم دالان بهشت قسمت چهل و چهارم. مهناز پاشو، میدونی چند ساعته خوابیدی؟ ساعت هشت شبه. صدای ثریا بود.با ناتوانی چشم هایم را باز کردم، ولی نور چنان چشمم را زد که دستم را روی چشمهایم گذاشتم و خواهش کردم چراغ را خاموش کند. چشم هایم … قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود . تمام طول راه خودمو زده بودم به خواب … حقیقتا حوصله اخلاق گند آرتان رو نداشتم … با توقف ماشین چشم باز کردم و متوجه شدم جلوی در باغ ایستادیم و منتظریم در باز بشه … صاف نشستم و کش و قوسی قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود اینم قسمت چهارم و پنجم امیدوارم خوشتون بیاد . نظر یادتون نره. کلبه تنهایی من … قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود. شیشه عطر ک و ک و ر و برداشتم و از سرتاپایم خالی کردم ب و ی شیرین و مست کننده اش اتاق را پر کرد. آخرین نگاه را در ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت هجدهم و آخر اینم تهش. شماها که نامردی کردین نظر ندادین . ولی من حوصله نداشتم کشش بدم. ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت 17:19 توسط دختر ستاره ها | قرار نبود17 قسمت هفدهم جی جی جیــــــــــــــــــــنگ … قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود. مثل برق و باد دو ماه گذشت … بیچاره آرتان! … شاید هم بیچاره ترسا … خیلی سعی کرد باهام رابطه برقرار کنه ولی من … شاید فوبیا پیدا کرده بودم … نمی دونم ولی هر چی که بود حس بدی بود … در عین اینکه … رمان قرار نبود قسمت اخر رمان قرار نبود قسمت اخر. آرتان منو گذاشت روی زمین … ساکمو برداشت و گفت: – بریم … نا خوآگاه پرسیدم: – کجا؟!!! غش غش خندید و گفت: – چیه نکنه می خوای نیومده برگردی؟ من دیروز تا حالا توی هتل داشتم در و دیوارا رو نگاه می کردم تا تو … اخرین قسمت رمان قرار نبود قرار نبود چشمای من خیس بشه …قرار نبود هر چی قرار نیست بشه …آهی کشیدم … چایساز رو زدم به برق و همونجا نشستم … حوصله چایی دم کردن نداشتم … یه لیوان پر کردم و گذاشتم جلوم … صدای آرتان از پشت سرم بلند شد:- برای منم بریز … دالان بهشت قسمت چهل و چهارم دالان بهشت قسمت چهل و چهارم. مهناز پاشو، میدونی چند ساعته خوابیدی؟ ساعت هشت شبه. صدای ثریا بود.با ناتوانی چشم هایم را باز کردم، ولی نور چنان چشمم را زد که دستم را روی چشمهایم گذاشتم و خواهش کردم چراغ را خاموش کند. چشم هایم … (رمان قرار نبود قسمت چهل و چهارم)

رمان قرار نبود قسمت چهل و چهارم…

(رمان قرار نبود قسمت چهل و چهارم)

-[رمان قرار نبود قسمت چهل و چهارم]-
قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود رمان قرار نبود قسمت اخر اخرین قسمت رمان قرار نبود دالان بهشت قسمت چهل و چهارم قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود رمان قرار نبود قسمت اخر اخرین قسمت رمان قرار نبود دالان بهشت قسمت چهل و چهارم قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود رمان قرار نبود قسمت اخر اخرین قسمت رمان قرار نبود دالان بهشت قسمت چهل و چهارم قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود رمان قرار نبود قسمت اخر اخرین قسمت رمان قرار نبود دالان بهشت قسمت چهل و چهارم قسمت چهلم و چهل و یکم رمان قرار نبود قسمت چهارم و پنجم رمان قرار نبود ڪلبـــــہ ی رمــان ♥ | 132-رمان قرار نبود قسمت چهل و دوم رمان قرار نبود رمان قرار نبود قسمت اخر اخرین قسمت رمان قرار نبود دالان بهشت قسمت چهل و چهارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *